شيخ محمد بن طاهر السماوي ( مترجم : عباس جلالي )
37
ابصار العين في انصار الحسين ( ع ) ( سلحشوران طف ) ( فارسي )
يزيد بن حارث بن رويم « 1 » ، عزرة بن قيس ، عمرو بن حجّاج و محمد بن ابو عمير « 2 » و بزرگان ديگرى نظير آنان را نام برد « 3 » . خبر ماجراى مردم كوفه به اهل بصره رسيد ، شيعيان آن سامان در خانهء ماريه « 4 » دختر منقذ عبدى - كه شيعه بود - گرد آمدند و پيرامون مسألهء امامت و امور مربوط به آن به گفتگو پرداختند و برخى تصميم گرفتند به سوى حضرت رهسپار گردند و اين كار را عملى ساختند و برخى طى نامه ، خواستار شرف حضور آن بزرگوار شدند ، زمانى كه امام عليه السّلام وضعيت را اين گونه ديد ، مسلم بن عقيل را فراخواند و به او دستور داد راهى كوفه شود و سفارشات لازم را به او ابلاغ نمود و توسط او نامهاى به مردم كوفه مرقوم فرمود كه در آن چنين آمده بود : « . . . اما بعد : فإن هانيا و سعيدا قدما علىّ بكتبكم و كانا آخر من قدم علىّ من رسلكم و قد فهمت ما اقتصصتم من مقالة جلّكم أنه ليس علينا إمام فأقبل لعل اللّه يجمعنا بك على الحق و الهدى ، و إنى باعث إليكم أخى و ابن عمّى و ثقتى من اهل بيتى مسلم بن عقيل ، فإن كتب إلىّ أنّه قد اجتمع رأى ملئكم و ذوى الحجى و الفضل منكم على مثل ما قدّمت به رسلكم و قرأت فى كتبكم ، فإنّى أقدم إليكم وشيكا إن شاء اللّه فلعمرى ما الإمام إلّا الحاكم بالكتاب ، القائم بالقسط الدائن بدين الحق الحابس
--> ( 1 ) . وى از تيرهء رويم شيبانى بود ، پدرش حارث از ياران امير المؤمنين عليه السّلام به شمار مىآمد ، روزى بيمار شد ، امام عليه السّلام به عيادت او آمد و به او فرمود : « إن عندي جارية لطيفة الخدمة لمرضك ؛ كنيزكى دارم كه در دوران بيمارىات براى تو خدمتگزار مناسبى است » و آن كنيزك را به دو بخشيد و حارث ، كنيزك را « لطيفه » ناميد و همين يزيد از او متولد شد و به او فرزند لطيفه گفته مىشد . وى هوادار عثمان و از علاقهمندان به او بود . در دوران مصعب بن زبير در منطقهء رى به دست خوارج كشته شد . ( 2 ) . او فرزند عطارد بن حاجب بن زرارهء تميمى است . حاجب ، صاحب كمانى به شمار مىآمد كه نزد كسرى گروگان بود . ( 3 ) . ارشاد : 2 / 36 - 37 . ( 4 ) . به گفتهء مامقانى در تنقيح المقال : 3 / 83 : « چنين بر مىآيد كه ماريه دخت منقذ يا سعيد عبديه ، شيعه بوده و تقيّه مىكرده است ؛ زيرا از ابو جعفر عليه السّلام روايت شده كه وى شيعه شده و خانهاش محل مناسبى براى گفتگو و مذاكرات شيعيان به شمار مىآمده است » .